راست بر

لغت نامه دهخدا

راست بر. [ ب َ ] ( نف مرکب ) براستی برنده. که براستی هدایت کند. که بصداقت و درستی رهبر شود:
سپهبد ز ملاح فرخنده رای
بپرسید کای راست بر رهنمای.( اسدی گرشاسبنامه ).|| ( ص مرکب، اِ مرکب ) شکل هندسی که اضلاع مساوی موازی قائم الزاوایه دارد. در اصطلاح امروزی همچون بجای مربع مستطیل بکار میرود. همچون راست پهلو. || که بَرِ آن مستقیم است. مقابل بر منحنی که بر استقامت نیست.

فرهنگ عمید

۱. آن که دیگری را به راستی و درستی راهنمایی می کند: سپهبد ز ملاح فرزانه رای / بپرسید کای راست برْ رهنمای (اسدی: ۱۶۷ ).
۲. (اسم ) (هندسه ) شکلی هندسی با اضلاع مساوی و موازی، راست پهلو، مربع مستطیل.

فرهنگ فارسی

به راستی برنده که به راستی هدایت کند.
درهندسه اضلاع مساوی وموازی داشته باشد، راست

فرهنگستان زبان و ادب

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← کلید راست بَر

جمله سازی با راست بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گهی تند راندم گهی نرم و توسن گهی راست بر زین نشستم گهی کج

💡 تا نباید راست بر گفتن مقامات وصال تشنه ام بر خواب بیداری چو تشنه بر سراب

💡 هر که حرف راست بر تیغ زبانش بگذرد از میان چون صبح صادق زخم کاری می برد

💡 زلف شستت راست در هر خم فزون از صد کمند چشم مستت راست بر هر دل کمین پنجه کمین

💡 کفش آتش تیر را جمله سوخت چنانش چپ و راست بر هم بدوخت

💡 با همه شعلۀ آهی که شب از سینه بر آرم راست بر طرۀ شبرنگ تو ماند شب تارم

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز