حاجت خواستن

لغت نامه دهخدا

حاجت خواستن. [ ج َ خوا/ خا ت َ ] ( مص مرکب ) سؤال. ( دهار ). دعا: حاجت خویش بی محابا بباید خواست. ( کلیله و دمنه ).
ای جهانداری کاین چرخ ز حق حاجت خواست
که تو بر لشکر بدخواهانش بگمار مرا.منطقی.

فرهنگ فارسی

سوال

جمله سازی با حاجت خواستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به رامش ساختن بی‌دفع شد کار به حاجت خواستن بی‌رفع شد یار

💡 ای خوش آن طالب که در هنگام حاجت خواستن خاک راه کربلا در چشم او چون توتیاست

💡 و گفت: هرگاه که تو را حاجتی بود از حوایج دنیا و آخرت، هیچ مخور تا آن وقت که آن حاجت روا بود از بهر آنکه خوردن عقل را متغیر گرداند، و حاجت خواستن از متغیر، متغیر بود. پس بر تو باد که بر جوع حرص کنی که جوع نفس را ذلیل کند و دل را رقیق کند و علم سماوی بر تو ریزد.

💡 زن سرگشته پیش شاه افتاد به حاجت خواستن در راه افتاد

💡 گفت: وقت کدام باشد؟ گفتند: روزیکه پادشاه، خوش طبع و گشاده باشد و با ما خندان باشد آن ساعت رحمت در جوش باشد. «اغتنموا الدعاء عندالرقه» رسول صلی الله علیه و سلم میفرماید که: آن ساعت که دلهای شما تنگ شود و دیده های شما پر آب شود، سوزی و نیازی پیدا شود، آن ساعت، وقت حاجت خواستن است، غنیمت دارید که آن ساعت در رحمت باز است، حاجت‌ها بخواهید.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز