خائی

لغت نامه دهخدا

خائی. ( حامص ) عمل خاینده. در شکر خائی و ژاژخائی و مانند آن. رجوع به خائیدن شود.

جمله سازی با خائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین قوافی زین بیشتر نخایم ژاژ که ژاژ خائی زشت است از من تجریش

💡 ای پسته شیرینت شکر خائی خوش وی در سرم از زلف تو سودائی خوش

💡 نه که چون لعل شکربار تو نبود شکری که بهنگام سخن چون تو شکر خائی نیست

💡 باش تاطوطی نطق تو شکر خائی کند تا کند روح القدس از شاخ سدره منبری

💡 گر شکر خائی کنم بر یاد لعلت دور نیست ز انک عمری طوطی شکر ستانت بوده ام

💡 بدشنامی برد چندین دل از کار چنین لعل شکر خائی که دیده است

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز