حاجتمندی

لغت نامه دهخدا

حاجتمندی. [ ج َ م َ ] ( حامص مرکب ) نیاز. افتقار.احتیاج: و گفته اند: «حاجتمندی دوم اسیری است ». ( قابوسنامه ). باب اول اندر شناختن سبب حاجتمندی مردم و دیگر جانوران بغذا. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ عمید

نیازمندی، احتیاج.

فرهنگ فارسی

۱ - نیازمندی احتیاج. ۲ - تهی دستی فقر گدایی.

جمله سازی با حاجتمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تخم حاجتمندی دنیا به قدر آرزوست هر که را در دل نباشد آرزو درویش نیست

💡 چون تو حاجتمندی و من پادشاه هرچه میخواهی ازین حضرت بخواه

💡 یکی از کریمان گفت: هرگز حاجتمندی را ناکام رد نکردم مگر آن که عزت را در قفای وی خواندم و ذلت را در پیشانی خویش.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز