لغت نامه دهخدا
( عالماً ) عالماً. [ ل ِ مَن ْ] ( ع ق ) از روی علم. از روی دانش. با علم و اطلاع.
( عالماً ) عالماً. [ ل ِ مَن ْ] ( ع ق ) از روی علم. از روی دانش. با علم و اطلاع.
( عالماً ) (لِ مَ ) [ ع. ] (ق. ) دانسته، آگاهانه.
از روی علم از روی دانش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یحکی عن بعضهم انه قال کنت جائعا فقلت لبعض معارفی انی جائع، فلم یفتح لی من قبله شیء، فمضیت فوجدت درهما ملقی فی الطریق، فرفعته فاذا هو مکتوب علیه، أما کان اللَّه عالما بجوعک حتی قلت آنی جائع؟
💡 عالم که در تعلیم علم، طمع بنفع دنیا ندارد و رفق خلق در آن نجوید و علم خود بطلب جاه و ریاست و جمع دنیا ضایع نکند، بعلم خود برخوردار شود و برکت علم بوی رسد و ثواب او ثواب پیغامبران بود. مصطفی گفت: من زار عالما فکانّما زار نبیا.
💡 سیدا مولا کریما عالما مستیقظا استرق العبد ذاک الطاهر الروح الامین
💡 ثمّ قال بِغَیْرِ عِلْمٍ ای لا یستحقّ ان یسمی عالما من فعل هذا الفعل من اضلال نفسه و اضلال غیره. و قیل لم یعلم ما فی عاقبة ذلک من الوزر. ابن عباس و مجاهد گفتند: لَهْوَ الْحَدِیثِ غنا و سرود فاسقان است در مجلس فسق. و آیت در ذم کسی فرو آمد که کنیزکان مغنّیات خرد تا فاسقان را مطربی کنند، فیکون المعنی یشتری ذات لهو الحدیث.
💡 قوله: فَسَتُبْصِرُ وَ یُبْصِرُونَ: فستری یا محمد و یرون یعنی: اهل مکّة اذا نزل بهم العذاب ببدر. و قیل: فی القیامة و کان النّبی (ص) عالما بذلک و لکنّه ذکر علی معنی یجتمع مع علمهم بانّک لست بمجنون و لا مفتون.