تابید

لغت نامه دهخدا

تأبید. [ ت َءْ ] ( ع مص ) جاودانه کردن. ( منتهی الارب ). جاوید کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || نزد بلغا دعایی باشد که آنرا تعلیق کنند به چیزی که بقای او تا قیامت باشد. ( جامع الصنایع ):
تا ابد عمر تو در نعمت و ناز
لایق اینجاست دعای تأبید.سوزنی.

فرهنگ معین

( تأبید ) (تَ ) [ ع. ] (مص م. ) جاوید کردن، جاودانه کردن.

فرهنگ عمید

۱. ابدی ساختن، جاوید کردن، جاودان ساختن.
۲. جاودانگی.

فرهنگ فارسی

ابدی ساختن، جاویدکردن، جاودان ساختن
۱- ( مصدر ) جاوید کردن جاودانه کردن جاودان ساختن. ۲- ( اسم ) دعایی که شاعران فارسی در اواخر قصاید بعبارت (( تا... باشد... باد ) ) می آورند شریطه.

جمله سازی با تابید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو تابید از برج خرچنگ شید بخندید بر بارور تود، بید

💡 نه مه بود و نه انگشت و نه ابروی که تابید مه من که بابروی کج انگشت نما بود

💡 زان پیشتر که سر زند از مشرق آفتاب تابید در سراچه من ماه و مشتری

💡 شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود

💡 کوکبی در چشم او گردید و ریخت بر سر مژگان دمی تابید و ریخت

💡 همانگه به لشکر چنین گفت شاه که رخ باز تابید از کینه خواه

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
مأوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز