عالی جاه

لغت نامه دهخدا

عالیجاه. ( ص مرکب ) عالی شأن. عالی رتبت. عالی قدر. آنکه مرتبت بلند و مقام بالا دارد. || از القاب احترام که اکثر در اول نوشته ها و نامه هایا در سرپاکتها نویسند. ( ناظم الاطباء ):
اطهر اشرف شه آل حسین بن علی
آنکه عالی جاه او هر روز عالیتر سزد.سوزنی.پادشاه عالیجاه یک دو هفته آنجا به اسب تاختن و... پرداخت. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ).

فرهنگ عمید

دارای مقام و مرتبۀ بلند، عالی مرتبه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه که مقامی بلند دارد عالی شان.

جمله سازی با عالی جاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای فلک قدری که بر درگاه عالی جاه تو تاج سرداران شکست از چوب دربان یافته

💡 اطهر و اشرف شه آل حسین بن علی آنکه عالی جاه او هر روز عالیتر سزد

💡 گردون و مهر و ماه او، خاک ره خرگاه او درگاه عالی جاه او، پشت فلک را کرده خم

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز