راهنمونی

لغت نامه دهخدا

راهنمونی. [ ن ُ / ن ِ /ن َ ] ( حامص مرکب ) رهنمونی. عمل راهنمون. هدایت و دلالت. ( ناظم الاطباء ). دلالت. هدایت. راهنمایی. رهنمایی.ارشاد. ارائه طریق: و به راهنمونی مهران شنان که از فالگویان ترکان شنیده بود... ( مجمل التواریخ و القصص ). و رجوع به راهنمایی و رهنمایی شود.
- راهنمونی کردن؛ راهنمایی کردن. رهنمایی کردن. هدایت کردن. راهنماشدن. ارشاد داشتن. دلالت کردن: و یعقوب [ بن لیث ] به بتو رسید بامداد و شاهین بتو راهنمونی کرد. ( تاریخ سیستان ).
گر به گروگان خود بیابم توفیق
راهنمونی کنم به...ر سراکار.سوزنی.

فرهنگ عمید

راهنمایی و رهبری، هدایت.

جمله سازی با راهنمونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قُلْ رسول من گوی، مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ هر که دشمن است جبرئیل را، فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی‌ قَلْبِکَ خداست که فرستاد او را بر دل تو نه خود آمد بِإِذْنِ اللَّهِ بدستوری اللَّه آمد، مُصَدِّقاً استوار گیر و گواه لِما بَیْنَ یَدَیْهِ هر کتاب را که پیش او فرود آمد وَ هُدیً و راهنمونی وَ بُشْری‌ لِلْمُؤْمِنِینَ و شادمانه کردن گرویدگان را.

💡 وَ لَمَّا سَکَتَ عَنْ مُوسَی الْغَضَبُ و چون خاموش ایستاد از موسی خشم و بیارامید أَخَذَ الْأَلْواحَ تخته‌ها برگرفت وَ فِی نُسْخَتِها هُدیً وَ رَحْمَةٌ و در نسخت آن راهنمونی است و بخشایشی لِلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ (۱۵۴) ایشان را که از خداوند خویش میترسند.

💡 «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ» گوی فرو آورد آن را جبرئیل، «مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ» از خداوند تو براستی و سزا، «لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا» تا مؤمنانرا دل و قدم بر جای می‌دارد، «وَ هُدیً وَ بُشْری‌ لِلْمُسْلِمِینَ (۱۰۲)» و راهنمونی و بشارتی‌ گردن نهادگان را.

💡 وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِکِتابٍ و آوردیم بایشان نامه‌ای فَصَّلْناهُ عَلی‌ عِلْمٍ آن را تفصیل دادیم و روشن باز نمودیم بر دانشی هُدیً وَ رَحْمَةً راهنمونی و بخشایشی لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۵۲) قومی را که استوار میگیرند و می‌پذیرند.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز