لغت نامه دهخدا
لابه ساز. [ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) لابه گر:
به ره پیش مهراج باز آمدند
به پوزش همه لابه ساز آمدند.اسدی ( گرشاسبنامه ).
لابه ساز. [ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) لابه گر:
به ره پیش مهراج باز آمدند
به پوزش همه لابه ساز آمدند.اسدی ( گرشاسبنامه ).
( صفت ) ۱- تضرع کننده زاری کننده: بره پیش مهراج باز آمدند بپوزش همه لابه ساز آمدند. ( گرشا. لغ. ) ۲- درخواست کننده. ۳- متملق چاپلوس. ۴- فریبنده مکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو اندر آینه با خویش لابه ساز شوی ز خود بجوی که ما را چه در دل افتاده ست
💡 به ره پیش مهراج باز آمدند به پوزش همه لابه ساز آمدند
💡 گرمن لابه ساز چرب سخن چه بسی لابه ها به دل ندهم