لغت نامه دهخدا
لائح. [ ءِ ] ( ع ص ) آشکار. پیدا. پیداشونده. || درخشان. ( غیاث ).
لائح. [ ءِ ] ( اِخ ) نامی است شخصی را و او از بعض روافض قطعه ذیل را نقل کرده است:
اذا المرجی سرک ان تراه
یموت بدائه من قبل موته
فجدد عنده ذکری علی
وصل علی النبی و اهل بیته.( البیان والتبیین ج 3 ص 209 ).