صاحب همت

مترادف‌ها

بلندهمت، بااراده، کوشا

متضادها

بی‌اراده، تنبل

لغت نامه دهخدا

صاحب همت. [ ح ِ هَِ م ْ م َ ] ( ص مرکب ) صاحب عزم. دارای اراده: و صاحب همت روشن رأی را گفت معانی کم نیاید. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به همت شود.

فرهنگ عمید

دارای عزم و اراده، دارای همت.

فرهنگ فارسی

صاحب عزم

جمله سازی با صاحب همت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: صاحب همت بهیچ مشغول نشود و صاحب ارادت مشغول شود.

💡 خرمن هستی به باد بی‌نیازی در دهیم دست در فتراک صاحب همت اعظم زنیم

💡 فیض از نائب حق در ره حق همت خواه که در این عصر جز او صاحب همت نبود

💡 بلی همیشه بود طبع صاحب همت به عز شاکری از ذل طامعی نافر

💡 کی صاحب همت ز جهان کام گرفته عار آیدش، ار عبرت ایام گرفته

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران