شاشدان

لغت نامه دهخدا

شاشدان. ( اِ مرکب ) مثانه. ( شعوری ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). آبدان. ( شعوری ). جایی که در آن پیشاب جمع شود. || ظرفی که در آن می شاشند. ( آنندراج ). مبوله. کمیزدان. گلدان. ظرف شب. ظرفی که بیماران به شب و یا بروز و شب در آن شاشند. لگن اصیص.

فرهنگ عمید

۱. جایی یا ظرفی که در آن ادرار می کنند.
۲. (زیست شناسی ) [قدیمی] مثانه.

فرهنگ فارسی

مثانه
مثانه یا ظرفی که در آن می شاشند

جمله سازی با شاشدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصل تو یک قطره ی آب منی کت پدر در شاشدان می پروری

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز