سامندر
مترادفها
سمندر
فرهنگ عمید
= سمندر
فرهنگ فارسی
( اسم ) جانوری از رده ذوحیاتین دمدار که خود تیره خاصی را به وجود آورده است. این جانور دارای قدی متوسط ( حد اکثر ۲۵ سانتی متر ) و پوستی تیره رنگ با لکه های زرد تند میباشد. محل زندگی سمندر در اماکن نمناک تاریک و غارها و تغذیه وی از حشرات و کرمهاست. بدنش نسبتا فربه است و بدنی استوانه یی شکل ختم میشود. حیوانی است بی آزار ولی ماده ای لزج از پوست وی ترشح میشود که سوزاننده است سالامندرا سالا ماندر. توضیح گفته اند وی در آتش نمیسوزد و آن اغراق آمیز است.
جمله سازی با سامندر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه عشق آتش و جان من است سامندر نه عشق کوره و نقد من است زر تمام
💡 کسی کز نام او بر بحر بیکشتی عبر یابی چو سامندر ز مهر او روی در نار شمس الدین
💡 چشم من بر چهر او بین خال او در چشم من تا در آذر بط همی بینی و سامندر در آب
💡 سامندر یکی از موجودات بسیار عجیب و جالب در دنیای دوزیستان است که میتواند در محیطهای آبی و خشکی به خوبی زندگی و بقا یابد.
💡 در آزمایشگاه زیستشناسی، دانشجویان در حال مطالعه دقیق نحوه بازسازی اعضای بدن توسط گونهای خاص از سامندر بودند تا یافتههای علمی جدیدی کسب کنند.
💡 وجود سامندر در نزدیکی رودخانه نشاندهنده سلامت محیط زیست و پاک بودن آبهای منطقه برای زندگی موجودات مختلف و حساس است.