ساده عذار

لغت نامه دهخدا

ساده عذار. [ دَ / دِ ع ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) کنایه از جوان بیریش. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). ساده رخ. ساده روی. ساده زنخ. ساده زنخدان. ساده شکر:
آئینه ز نقش ساده باید
کان ساده عذار رخ نماید.شیخ ابوالفضل فیاضی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

زیبا، ساده رخ، ساده روی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جوان بی ریش ساده رخ ساده زنخ.

جمله سازی با ساده عذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلش از شاهدان ساده عذار در تمنای بوس و ذوق کنار

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز