واژه «قدحپیما» در زبان فارسی به معنای «ساقی» و در برخی کاربردها به معنای «شرابخوار» نیز آمده است و در متون ادبی بیشتر با معنای ساقی به کار رفته است. این واژه از ترکیب «قدح» به معنای جام و پیاله و «پیما» به معنای پیمانهکردن یا نوشاندن تشکیل شده و در اصل به کسی اشاره دارد که جام شراب را میگرداند یا آن را میان دیگران تقسیم میکند. در ادبیات کلاسیک فارسی، «قدحپیما» معمولاً تصویری شاعرانه از ساقی مجلس را نشان میدهد که با چهرهای زیبا و رفتاری دلنشین، جام شراب را به اهل مجلس میرساند. در بسیاری از اشعار، این واژه همراه با مفاهیم عرفانی نیز آمده و گاهی ساقی نماد بخشش، معرفت یا الهام معنوی دانسته شده است. با این حال، در معنای ظاهری و لغوی، قدحپیما همان ساقیای است که شراب را در جامها میریزد و میان جمع توزیع میکند. در برخی منابع لغوی، معنای دیگری نیز برای این واژه ذکر شده که آن را به «شرابخوار» نسبت دادهاند، یعنی کسی که خود نیز اهل نوشیدن شراب است. این تفاوت معنا نشان میدهد که واژه در کاربردهای مختلف ادبی و زبانی، گستره معنایی متفاوتی پیدا کرده است. در اشعار شاعران فارسی، قدحپیما بیشتر به عنوان شخصی فعال در مجلس بادهنوشی تصویر میشود که نقش اصلی او رساندن جام به دیگران است. این واژه همچنین بار ادبی و تصویری قوی دارد و برای ایجاد فضای شاعرانه و توصیف مجالس شراب در شعر کلاسیک بسیار استفاده شده است. در مجموع، این کلمه به فردی گفته میشود که در معنای اصلی ساقی است و در برخی موارد نیز به شرابخوار اطلاق شده، اما کاربرد رایج آن همان ساقی مجلس است.
قدح پیما
لغت نامه دهخدا
قدح پیما. [ ق َ دَ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) ساقی:
به تماشا چو سرو قامت او
بر لب جوی شد قدح پیمای.امیرشاهی ( از آنندراج ).عارفان از می تا شیشه دل سرگرم اند
چشم مخمور توبر دست قدح پیمایست.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. ساقی.
۲. شراب خوار.
جمله سازی با قدح پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای قدح پیما درآ، هوئی بزن گوی چوگانت سرم، گوئی بزن
💡 دانه یاقوت می ریزد سرشک از دیده اش هر که کام دل از آن لعل قدح پیما گرفت
💡 لذت عمر کسی برد که همچون لاله بچمن در همهٔ عمر قدح پیما بود