قدح پیما

لغت نامه دهخدا

قدح پیما. [ ق َ دَ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) ساقی:
به تماشا چو سرو قامت او
بر لب جوی شد قدح پیمای.امیرشاهی ( از آنندراج ).عارفان از می تا شیشه دل سرگرم اند
چشم مخمور توبر دست قدح پیمایست.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. ساقی.
۲. شراب خوار.

جمله سازی با قدح پیما

💡 ای قدح پیما درآ، هوئی بزن گوی چوگانت سرم، گوئی بزن

💡 دانه یاقوت می ریزد سرشک از دیده اش هر که کام دل از آن لعل قدح پیما گرفت

💡 لذت عمر کسی برد که همچون لاله بچمن در همهٔ عمر قدح پیما بود

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز