لغت نامه دهخدا
قابل حیات. [ ب ِ ل ِ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه یا آنچه حیات پذیرد. || در تداول عامه، ماندنی.
قابل حیات. [ ب ِ ل ِ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه یا آنچه حیات پذیرد. || در تداول عامه، ماندنی.
آنکه یا آنچه حیات پذیرد یا در تداول عامه ماندنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کردش به دست خویش چهل صبحدم خمیر تا قابل حیات شد و مسکن قوا