لغت نامه دهخدا
قابل تمیز. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب )( اصطلاح حقوقی ) قابل فرجام. رجوع به قابل فرجام شود.
قابل تمیز. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب )( اصطلاح حقوقی ) قابل فرجام. رجوع به قابل فرجام شود.
اصطلاح حقوقی قابل فرجام رجوع به قابل فرجان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پوشاک مردم استان همدان شامل تنپوشها، سرپوشها و پایافزار است. با وجود این که چهار محور فرهنگی (فارس، ترک، لر، کرد) در استان قابل تمیز است، اما انواع و شیوههای پوشاک زنان و مردان مشابه است. بافت پارچه و کفشها به خصوص گیوه پیش از ورود اجناس خارجی در روستاهای استان متداول بودهاست. به ویژه گیوههای شهرستان ملایر که آجیده نامیده میشود و جزء دست بافتهای استان بهشمار میآید.[نیازمند منبع]
💡 نواها داشت ساز عبرت این انجمن اما نگردید از کری قابل تمیز خیر و شر گوشم