فتنه خیز

لغت نامه دهخدا

فتنه خیز. [ ف ِ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آشوبگر. فتنه جو. فتنه انگیز:
بر سر راه او نشانیده ست
جلوه قدّ فتنه خیز مرا.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

جایی که از آن شر و فساد و فتنه برمی خیزد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آشوبگر فتنه جو.

جمله سازی با فتنه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین تندباد حادثه انگیز فتنه خیز گلشن به باد رفت و خزان شد بهار ما

💡 زآنزلف پر شکن بود و چشم فتنه خیز آشوب فتنه ای که بدور قمر بود

💡 کشتی نشین فقر در این بحر فتنه خیز نیکو گرفته دامن موج حصیر را

💡 گرفتم چشم شیرین فتنه خیز است مسلمانان گناه من چه چیز است

💡 ای چشم فتنه خیز کز افسون ساحری مردم بدور تو نشناسند خواب چیست

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز