«فارس میدان» یا «فارسیمدان» نام یکی از طوایف بزرگ و اصیل در میان ایل قشقایی است که در تاریخ اجتماعی و ایلی ایران جایگاه شناختهشدهای دارد. این واژه در معنای لغوی به «میداندار فارس» یا کسی که بر میدان نبرد تسلط دارد تفسیر میشود و بار معنایی جنگاورانه و پهلوانی دارد. ریشه این نام به سنتهای رزمی و نقش برجسته سوارکاران این طایفه در نبردها و درگیریهای تاریخی بازمیگردد. فارسیمدانها در فرهنگ ایلی به عنوان جنگجویانی دلیر، چابکسوار و ماهر در میدانهای جنگ شناخته شدهاند. در ساختار ایلی قشقایی، این طایفه یکی از تیرههای مهم و اثرگذار به شمار میرفته که نقش اجتماعی و نظامی قابل توجهی داشته است. وجه تسمیه آنان با مفهوم «فارس» که به سوارکار یا نیروی جنگی چابک اشاره دارد، پیوندی مستقیم با هویت رزمی آنان دارد. این گروه در مناطق مختلف جنوب ایران بهویژه در مسیرهای کوچنشینی حضور تاریخی و مستمر داشتهاند. شهرت فارسیمدانها بیشتر به دلیل روحیه جنگاوری، قدرت بدنی و مهارت در سوارکاری و تیراندازی در میدان نبرد بوده است. در منابع تاریخی و روایتهای شفاهی، آنان به عنوان نمادی از شجاعت و یکهتازی در میدانهای درگیری معرفی شدهاند. در مجموع، «فارس میدان» عنوانی است که هویت یک طایفه جنگاور و اثرگذار را در ساختار ایلی و تاریخی ایران بازتاب میدهد.
فارس میدان
لغت نامه دهخدا
فارس میدان. [ رِ س ِ م ِ ] ( اِخ ) تیره ای از قشقایی. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 79 ). مرکب از 2000 خانوار است و مسکن آنها در پادنا میباشد.
فرهنگ فارسی
تیره ای از قشقایی
جمله سازی با فارس میدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آه از دمی که فارس میدان کربلا چون اشک خود فتاد به دامان کربلا
💡 اسب امکان پی کن ار خواهی بمیدان وجوب تاختن اسب فراست فارس میدان شدن
💡 شکر الله فارس میدان اشعارم کنون نکته سربسته من لایق هر محفل است
💡 از حسن تو ای فارس میدان جمال آشوب و بلا فتاده در دست خیال