لغت نامه دهخدا
فائح. [ ءِ ] ( ع ص ) بوی خوش دهنده. ( غیاث ). رجوع به فایح شود.
فائح. [ ءِ ] ( ع ص ) بوی خوش دهنده. ( غیاث ). رجوع به فایح شود.
بوی خوش دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورقها، چو برگ رزان فصل دی؛ پریشان و فائح از آن بوی می