غار غم

لغت نامه دهخدا

غار غم. [ رِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زندان و بندخانه و گور و قبر گناهکاران باشد. ( برهان ). زندان. بندخانه. محبس.

فرهنگ فارسی

کنایه از زندان و بند خانه و گور و قبر گناهکاران باشد. زندان.

جمله سازی با غار غم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیلی و چو مه به قلعه داری مجنون و به غار غم حصاری

💡 چو کردی جا در آن غار غم افزا گرفتندی به دورش وحشیان جا

💡 در غار غم تو جان ما را درد تو بسی است ثانی‌اثنین

💡 مار دیدی در گیا پیچان؟ کنون در غار غم مار بین پیچیده بر ساق گیا آسای من

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز