لغت نامه دهخدا
غابی. ( ص نسبی ) در انساب سمعانی آرد: والمشهور بهذه النسبة محمدبن عبداﷲ الغابی روی عن جعفربن احمدبن علی بن بیان المصری عنه عن مالک. قال ابن ماکولا و لم اجدهم یرضون جعفر او روی عن جعفر عمربن العباس القاضی بغرة - انتهی.
غابی. ( ص نسبی ) در انساب سمعانی آرد: والمشهور بهذه النسبة محمدبن عبداﷲ الغابی روی عن جعفربن احمدبن علی بن بیان المصری عنه عن مالک. قال ابن ماکولا و لم اجدهم یرضون جعفر او روی عن جعفر عمربن العباس القاضی بغرة - انتهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ره وصل تو غابی هست و شری اندر او هرکه وصلت خواست باید بگذرد زین شر و غاب