فرهنگ عمید
عبیر افشاننده، آنچه بوی خوش پراکنده می سازد.
عبیر افشاننده، آنچه بوی خوش پراکنده می سازد.
( صفت ) ۱ - آنچه عبیر بپاشد. ۲ - خوشبوی مانند عبر عطر آگین.
💡 به سنبل چمنم زان نظر فتاد که هست چنین عبیر فشان همچو طره دلدار
💡 هوا عبیر فشان شد مگر گذار صبا به زیر حلقه آن زلف مشگبار افتاد
💡 هوا عبیر فشان گشت وباد عنبر بوی گشودتا گره از طره معنبر خویش