لغت نامه دهخدا
عالم سوز. [ ل َ] ( نف مرکب ) سوزنده همه جهانیان. ( ناظم الاطباء ).
عالم سوز. [ ل َ] ( نف مرکب ) سوزنده همه جهانیان. ( ناظم الاطباء ).
۱. جهان سوز، سوزندۀ جهان و جهانیان، ویران کنندۀ عالم.
۲. [مجاز] بسیار زیبا و فریبنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز پا درآمدم از تاب مهر عالم سوز ز دست رفته ام از دست یار دستان ساز
💡 چو نور مهر عالم سوز رویت عیان آمد، نهان شد ماه و پروین
💡 این کرامت عش عالم سوز کرد کو نهان در شب رخ نوروز کرد
💡 حسن عالم سوز را دود سپندی لازم است چشم هیهات است در بزم تو مجمر وا کند
💡 ای ماه مهرآموز من دمساز عالم سوز من جانم وفاآموز شد از جور لطف آمیز تو
💡 خنده ای همچو برق عالم سوز نه چو صبح دوم جهان افروز