لغت نامه دهخدا
عادلی. [ دِ ] ( اِخ ) تخلص شاه اسماعیل دوم است. رجوع به اسماعیل صفوی و الذریعه ج 9 ص 663 شود.
عادلی. [ دِ ] ( اِخ ) تخلص شاه اسماعیل دوم است. رجوع به اسماعیل صفوی و الذریعه ج 9 ص 663 شود.
تخلص شاه اسماعیل دوم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو عادلی و دانا وز عدل و دانش تو هم ملک شد مزین هم فتح شد مهیا
💡 گر چو خود خواهی رعیت را مدام مملکت را عادلی باشی تمام
💡 اگر دانی علی را عادلی تو وگر نه در حقیقت جاهلی تو
💡 برای حکم چو تو عادلی نهاد قدر چهار بالش اقبال در مکان کرم
💡 امیر غازی محمود ابن ابراهیم خدایگانی کش هست عادلی دستور