عابدفریب

لغت نامه دهخدا

عابدفریب. [ ب ِ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) فریبنده عابد. که عابد رااز عبادت خدا باز دارد. سخت زیبا چنانکه عابد تارک دنیا را نیز بفریبد و شیفته خویش سازد:
از این مه پاره عابدفریبی
ملائک سیرتی خورشیدزیبی.سعدی.گوئی دو چشم جادوی عابدفریب او
بر چشم من بسحر ببستند خواب را.سعدی.آن چشم آهوانه عابدفریب بین
کش کاروان سحر بدنباله میرود.حافظ.

فرهنگ عمید

۱. فریبندۀ عابد، آن که عابد را می فریبد و از عبادت خدا باز می دارد.
۲. [قدیمی، مجاز] جذاب، نافذ: گویی دو چشم جادوی عابد فریب او / بر چشم من به سحر ببستند خواب را (سعدی۲: ۳۰۸ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که عابدان را گول بزند. ۲ - سخت زیبا و دلفریب چنان که عابد تارک دنیا را نیز بفریبد: دختر عابد فریب.

جمله سازی با عابدفریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گویی دو چشم جادوی عابدفریب او بر چشم من به سحر ببستند خواب را

💡 بارک‌الله بارک‌الله زان بت عابدفریب ماه‌چهر و سست‌مهرو مخت‌روی و راهزن

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز