ظاهره

لغت نامه دهخدا

( ظاهرة ) ظاهرة. [ هَِ رَ ]( ع ص، اِ ) تأنیث ظاهر. || زمین بلند. || ظاهره جبل؛ بالای کوه. ظاهره هر چیزی؛ بالای آن. || آبخور که آب آن به نیم روز خورند. آبخور شتران در نیم روز. || نیم روز. ظهر. || چشم بیرون جسته. || ( اِ ) قوم و قبیله مرد: جأنا فی ظاهرته؛ أی فی عشیرته.
ظاهرة. [ هَِ رَ ] ( اِخ ) از قراء یمامه است. ( معجم البلدان ).

فرهنگ عمید

= ظاهر

فرهنگ فارسی

مونث ظاهر
( اسم ) مونث ظاهر: ثمره ظاهره.
از قرائ یمامه است. معجم البلدان.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی ظَاهِرَةً: آشکار
معنی ظَاهِرُهُ: ظاهرش - بیرونش
ریشه کلمه:
ظهر (۵۹ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با ظاهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و عن عبد اللَّه بن عمرو قال ان السور الذی ذکر اللَّه عز و جل فی القرآن: فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ سور بیت المقدس الشرقی، باطنه منه المسجد و ظاهره وادی جهنم.

💡 عربستان سعودی و امارات متحده عربی در ناحیه غربی این منطقه قرار دارند و استان وُسطی از سمت جنوب استان ظاهره واقع می‌باشد.

💡 ال اخدر یک منطقهٔ مسکونی در عمان است که در استان ظاهره واقع شده‌است.

💡 استان ظاهره (به عربی: محافظة الظاهرة ) نام استانی است در کشور پادشاهی عمان.

💡 و کان شاه الکرمانی حادّ الفراسة لا یخطئ و یقول من غضّ بصره عن المحارم و امسک نفسه عن الشهوات و عمر باطنه بدوام المراقبة و ظاهره باتّباع السّنّة و تعوّد اکل الحلال لم تخطئ فراسته.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز