طاقت شکن

لغت نامه دهخدا

طاقت شکن.[ ق َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) که طاقت برد و تاب و توان بشکند و بزداید. و رجوع به طاقت فرسا و طاقت زدا شود.

فرهنگ عمید

شکنندۀ طاقت، آنچه تاب وتوان را از بین ببرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که طاقت و شکیب ببرد آنچه که تاب و توان بزداید.
که طاقت برد که تاب و توان بشکند و بزداید.

جمله سازی با طاقت شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محتشم عشوهٔ طاقت شکن ساقی بزم اگر اینست دگر می‌شکنم سوگندی

💡 دوری فکن دو همدم از هم طاقت شکن دو عاشق از غم

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز