لغت نامه دهخدا
راست بالا. ( ص مرکب ) مستوی القامة. معتدل القامة. راست قد. آخته بالا. کشیده قامت. سروقد:
همه شاه چهر و همه ماهروی
همه راست بالا همه راستگوی.فردوسی.|| ( اِ مرکب ) درخت سرو. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ).
راست بالا. ( ص مرکب ) مستوی القامة. معتدل القامة. راست قد. آخته بالا. کشیده قامت. سروقد:
همه شاه چهر و همه ماهروی
همه راست بالا همه راستگوی.فردوسی.|| ( اِ مرکب ) درخت سرو. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ).
راست قد، کشیده قامت، خوش قدوقامت.
مستوی القامه. معتدل القامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریش بتراشیده، اسبیل از دو سوی راست بالا رفته، کج دمداری است
💡 بسا راست بالا چو تیر آسمان خم آرد بدو همچو پشت کمان
💡 درختی کاو نباشد راست بالا چو برروید شود کژّیش پیدا
💡 طره ای بر رایتت کو راست بالا دلبریست همچو چشم آهوان از مشگ اذفر بسته اند
💡 چو خواهد بد درختی راست بالا چو بر روید بود ز آغاز پیدا