لغت نامه دهخدا
راحت فزا. [ح َ ف َ ] ( نف مرکب ) آسایش بخش. راحت افزا:
پرس پرسان کاین مؤذن گو کجاست
که صدای بانگ او راحت فزاست.مولوی.
راحت فزا. [ح َ ف َ ] ( نف مرکب ) آسایش بخش. راحت افزا:
پرس پرسان کاین مؤذن گو کجاست
که صدای بانگ او راحت فزاست.مولوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با خیالت دوش، بزمی داشتم، راحت فزا از برای مصلحت بود اینهمه افغان من
💡 سراپا چو طوبی است راحت فزا چو زلف سیه سایه اش دلربا