لغت نامه دهخدا
( خابة ) خابة. [ ب ِ ] ( ع اِ ) خُم. ( منتهی الارب ). و رجوع به خابئة شود.
خابة. [ خاب ْ ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَواب است که قرابت و مصاهرت است. یقال: لی من فلان خَواب؛ ای قرابات و مصاهرة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
( خابة ) خابة. [ ب ِ ] ( ع اِ ) خُم. ( منتهی الارب ). و رجوع به خابئة شود.
خابة. [ خاب ْ ب َ ] ( ع اِ ) واحد خَواب است که قرابت و مصاهرت است. یقال: لی من فلان خَواب؛ ای قرابات و مصاهرة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن روز خورم خوش که درین خابه ببینم زین پنج هزاری رده ترکان حصاری