جان به سر

جان به سر

کلمه‌ی «جان به سر» در فارسی به معنای به‌ستوه‌آمده، بی‌تاب و در حدّ ناتوانی و پایان صبر رسیدن است. این عبارت زمانی به کار می‌رود که فرد بر اثر فشار روحی، خستگی، نگرانی یا انتظار طولانی، طاقت و حوصله‌اش کم شده باشد. «جان» در این ترکیب اشاره به روح و انرژی فرد دارد و «به سر رسیدن» کنایه از پایان یافتن توان یا صبر است. بنابراین «جان به سر بودن» حالتی را توصیف می‌کند که فرد دیگر رمق یا حوصله ادامه شرایط را ندارد. این اصطلاح بیشتر بار عاطفی دارد و برای بیان رنج یا بی‌تابی واقعی یا اغراق‌آمیز به کار می‌رود. در مکالمات روزمره، افراد از آن برای شکایت از انتظار زیاد، درد، نگرانی یا فشار زندگی استفاده می‌کنند. این واژه نوعی حس درماندگی لحظه‌ای را منتقل می‌کند که معمولاً با آه، بی‌قراری یا اعتراض همراه است. در ادبیات نیز برای توصیف حالتی نزدیک به بی‌طاقتی یا فرسودگی روحی کاربرد دارد. گاهی هم برای بیان شدت شوق یا اشتیاق شدید به انجام کاری به شکل طنز یا اغراق استفاده می‌شود. از نظر معنایی، این عبارت با اصطلاحاتی چون به ستوه آمدن، کلافه شدن و طاقت‌نداشتن هم‌معنی است. در زبان محاوره شکل‌هایی مثل «جونم به لبم رسید» نیز معادل آن به‌کار می‌رود.

فرهنگ عمید

کسی که در حال جان دادن باشد و در آن حالت به واسطۀ امری یا حادثه ای به هیجان آید و مضطرب و بی قرار شود: همین نه لاله ز شوق تو داغ بر جگر است / که شمع نیز ز سوز غم تو جان به سر است (محمدسعید اشرف: لغت نامه: جان به سر بودن ).
* جان به سر شدن: (مصدر لازم )
۱. به سختی جان دادن.
۲. مضطرب گشتن و ناراحت بودن.
* جان به سر کردن: (مصدر متعدی ) کسی را در حال جان دادن به هیجان آوردن و مضطرب ساختن.

جمله سازی با جان به سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرو روان ما به تو مایل دلم ز جان زیرا جهان و جان به سر تو روان نهاد

💡 دلم ز دست ببردی و جان به سر باری بگو که با من بیچاره خود چه سر داری

💡 از بس که دل و جان به سر زلف تو آویخت زلفت دگر از باد نجنبد زگرانی

💡 اندر آن روز من از محنت و غم آزادم مرکب جان به سر کوی یقین می‌رانم

💡 تا کی کشم ملامت و تا کی برم عنا کردم جهان و جان به سر ماجرای تو

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز