جادوخیز

لغت نامه دهخدا

جادوخیز. ( نف مرکب ) کسی یا چیزی که جادو را برانگیزد. جادوگر:
آهوی تاتار را سازد اسیر
چشم جادوخیز و عنبرموی تو.خاقانی.رجوع به جادو شود.

فرهنگ عمید

=جادوگر

فرهنگ فارسی

( صفت ) جادوگر

جمله سازی با جادوخیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آهوی تاتار را سازد اسیر چشم جادوخیز و عنبر موی تو