جادو خیالی

مترادف‌ها

افسون خیالی

متضادها

جادوی واقعی

لغت نامه دهخدا

جادوخیالی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) خیال بافی. خیال پردازی در شعر و سخن:
بر آنم که این پرده خالی کنم
در این پرده جادوخیالی کنم.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به جادوخیال و جادو شود.

فرهنگ فارسی

خیال پردازی.

جمله سازی با جادو خیالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر آنم که این پرده خالی کنم درین پرده جادو خیالی کنم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران