جا شدن

لغت نامه دهخدا

جاشدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جای گرفتن. مستقر گردیدن. جای گزین شدن.

فرهنگ فارسی

جای گرفتن

جمله سازی با جا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بحر و به خشکی به هر جا شدن بدین مر تو را فال باید زدن

💡 که چون ملک ایرانم آمد به دست نخواهم به یک جا شدن پای بست

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز