ثباتت

لغت نامه دهخدا

ثباتت. [ ث َ ت َ ] ( ع مص ) ثبوتت. || شجاع و دلاور گردیدن. || ثابت عقل شدن. ثابت رای شدن. || ( اِ ) بیماریی که زمن کند و از حرکت بازدارد.

جمله سازی با ثباتت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر به دشمن ناکس فرو نیارد سر همان بود که ثباتت به روزگار دهد

💡 در وفا چشم ندارم که ثباتت باشد که توقع نتوان داشتن از عمر ثبات

💡 کاندر ره عشق چون ثباتت باشد ناچار به مقصود رسی آخر کار

💡 از ثباتت بارها در رزم جمعیت شده گرچه حرب خصمت از اصحاب تنها ساخته

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز