تازباز

لغت نامه دهخدا

تازباز. ( نف مرکب ) مغلم و غلام باره را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). تازباره. بچه باز و غلام باره. ( فرهنگ نظام ):
شاعرکی تازباز و یافه درایم.سوزنی.بگرفتمش مهار و شدم بر فراز او
چونانکه تازباز شود بر فراز تاز.روحی ولوالجی ( از فرهنگ نظام ).رجوع به تازباره و بچه باز شود.

فرهنگ عمید

بچه باز، امردباز، غلام باره.

جمله سازی با تازباز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر جا که بگذرد بسوی تاز بنگرد آید ز تاز تیز بدان تازباز بر

💡 آن تازباز را که نباشد بکیسه سیم با آن دگر که نیست به بند ازار زر

💡 این یک همی منم دگر آن خواجگی ادیب آن تازباز مرد گل افزوش خار خر

خضره یعنی چه؟
خضره یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز