لغت نامه دهخدا
تاریک چشم. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کوته نظر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شب کور. ( آنندراج ). || آنکه بینایی چشم او کم باشد. ( ناظم الاطباء ).
تاریک چشم. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کوته نظر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شب کور. ( آنندراج ). || آنکه بینایی چشم او کم باشد. ( ناظم الاطباء ).
کسی که بینایی چشمش کم باشد، نابینا.
( صفت ) ۱- آنکه بینایی چشمش اندک باشد چشم تاریک ضعیف چشم. ۲- کوته نظر. ۳- ( اسم ) شب کور
تاریکی بینائی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو آتش در کمانداری می افروخت شب تاریک چشم مور می دوخت
💡 پرده غفلت برافگن، تا دلت روشن شود روزن این خانه تاریک چشم عبرت است
💡 دل را سیاه آه غم آلود می کند تاریک چشم روزنه را دود می کند
💡 بیا ای عندلیب گلشن من ببین تاریک چشم روشن من
💡 در میان دو آفتاب مرا گشت تاریک چشم عالم بین