فرهنگ معین
( حقیقتاً ) (حَ قَ تَ نْ ) [ ع. حقیقهً ] (ق. ) به درستی، از روی حقیقت.
( حقیقتاً ) (حَ قَ تَ نْ ) [ ع. حقیقهً ] (ق. ) به درستی، از روی حقیقت.
به راستی، به درستی.
بطور راستی و راستی از روی حقیقت.
حقیقهً
به درستی، از روی حقیقت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «بعد میگویند این ننگ [مقصود خود عارف است] بسته نباید در خاک قبر بماند، ای داد، بی داد! حقیقتاً ای داد، بی داد؛ الان ده، پانزده سال است شب و روز ورد زبان من این شدهاست که بگویم ای داد، بیداد.»
💡 همه عالم حقیقتاً مائیم نیست خود غیر ذات باری هیچ
💡 این محدودیت باعث میشود تا آتاماتاهای خطی کراندار به یک مدل دقیقتر کامپیوترها از چیزی که حقیقتاً در یک ماشین تورینگ وجود دارد تبدیل شود، که تعریفش به عنوان یک نوار نامحدود در نظر گرفته میشود.