کلمه تندیس در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که شامل:
صورت یا تصویر: تندیس به معنای تصویر و صورت انسانی یا حیوانی است، این واژه میتواند به اشکالی که به عنوان نمادی از یک شخص یا شخصیت تاریخی یا افسانهای خلق شدهاند، اشاره کند و نقش تصویری در هنر و ادبیات دارد.
تن یا پیکر: در این کاربرد، تندیس به تن، پیکر یا کالبد اشاره دارد. این واژه به ساختار فیزیکی موجودات زنده اشاره میکند و میتواند به بیان شکل و قالب یک موجود زنده، به ویژه انسان، بپردازد.
مجسمه: در معنای اصلی، تندیس به مجسمه اشاره دارد، به ویژه مجسمههایی که به صورت هنری و با جزییات ساخته شدهاند. این مجسمهها از مواد مختلفی مانند سنگ، فلز یا گچ ساخته میشوند و میتوانند به عنوان آثار هنری، یادبودی یا نماد فرهنگی در فضاهای عمومی یا خصوصی نصب شوند.
تندیس. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) بمعنی تن مانند است، چه دیس بمعنی مانند باشد و بمعنی صورت و تمثال و پیکر و کالبد و قالب و جثه نیز آمده است اعم از انسان و حیوانات دیگر. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). بمعنی تندس. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از آنندراج ).از: تن + دیس، جزو دوم از مصدر «دئس » اوستایی بمعنی نمودن و نشان دادن، یعنی تن نما، و این جزو بصورت پسوند در فرخاردیس و طاقدیس هم دیده میشود. ( حاشیه برهان چ معین ):
نگارند تندیس او گر بکوه
ز سنگ وقارش شود کُه ستوه.دقیقی.دو تندیس از زر برانگیخته
ز هرصورتی قالبی ریخته.نظامی.رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 261، ذیل شبدیز وتندس و تندسه و تندیسه شود.
(تَ ) (اِمر. ) ۱ - صورت، تصویر. ۲ - مجسمه.
۱. مجسمه.
۲. پیکر، کالبد.
۳. تمثال، تصویر: نگارند تندیس او گر به کوه / ز سنگ وقارش شود کُه ستوه (دقیقی: ۱۱۴ ).
تن مانند، پیکر، تمثال، تصویر، کالبد، مجسمه
( اسم ) ۱ - صورت تصویر تمثال. ۲- مجسمه. ۳ - پیکر جثه. ۴ - کالبد قالب.
اسم: تندیس (دختر) (فارسی) (تلفظ: tandis) (فارسی: تَنديس) (انگلیسی: tandis)
معنی: مجسمه، تصویر، به مجاز زیباروی، ( در قدیم ) بت، تصویر برجسته، تمثال، ( به مجاز ) زیباروی
تَندیس یا مُجَسَمِه پیکره ای است که اغلب به هدف یادآوری یا به نمایش گذاشتن وجود یک انسان، شیء، حیوان یا واقعه ساخته می شود. به کسی که تندیس می سازد پیکرتراش یا مجسمه ساز می گویند که با حجم سازی تفاوت دارد.
تندیس. ( اِ مرکب ) بمعنی تن مانند است، چه دیس به معنی مانند باشد؛ و به معنی صورت و تمثال و پیکر و کالبد و قالب و جثه نیز آمده است، اعم از انسان و حیوانات دیگر. ( برهان ) ( از ناظم الاطبا ). بمعنی تندِس. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از آنندراج ). از: تن + دیس، جزو دوم از مصدر «دئس» اوستایی به معنی نمودن و نشان دادن، یعنی تن نما، و این جزو به صورت پسوند در فرخاردیس و طاقدیس هم دیده می شود. ( حاشیهٔ برهان، چ معین ):
نگارند تندیس او گر به کوهز سنگ وقارش شود کُه ستوه.
دقیقی.
دو تندیس از زر برانگیختهز هر صورتی قالبی ریخته.
نظامی.
مجسمه های بسیاری برای بزرگداشت وقایع تاریخی ساخته شده اند. از آن جمله می توان به مجسمهٔ نبرد هیروشیما اشاره کرد. مجسمه ها ممکن است به یادبود بزرگان تاریخ ساخته شوند، همچون مجسمهٔ فردوسی، امیر کبیر، ابوریحان بیرونی. بسیاری مجسمه ها نیز به عنوان هنری عمومی به نمایش گذاشته می شوند. معدودی مجسمه ها خود به مظهری از تاریخ بدل می شوند، مانند مجسمهٔ آزادی در ایالات متحدهٔ آمریکا. همچنین، در ایران، به عنوان قدردانی به برگزیدگان جشنواره ها هدیه داده می شود؛ مانند جشنواره های: فیلم فجر، تندیس سیمرغ بلورین،...
مجسمه ها می توانند از مواد مختلفی چون چوب، گچ، جیپس، فایبرگلاس، فلزاتی همچون طلا، نقره و برنز، انواع سنگ ها مانند سنگ مرمر و … ساخته شوند و بسته به موارد استفاده در اندازه های مختلفی دارند:
مجسمه های کوچک را تندیسک ( statuette ) نیز خوانده اند. مجسمه هایی که تنها سر و شانه را به تصویر می کشند نیم تنه ( bust ) نامیده می شوند؛ و به مجسمه هایی که در آن ها تنها شکل سر تصویر شده باشد، سردیس گفته می شود. هم اکنون در ایران مجسمه سازان برتری که همواره از آنان تجلیل به عمل آمده و آثار باشکوه مدرنیته ای خلق کرده اند می توان به اُستاد هوشنگ امیاری و اسفندیار ایمان زاده اشاره کرد این دو ریش سپید مخصوصاً هوشنگ اَمیاری در حوزه تندیس گری دهه ها است که مشغول فعالیت حرفه ای هستند. در زمینه تدریس، تألیف مقالات و همکاری در روزنامه ها و مجلات هنری، ساخت مجسمه و علی الخصوص قالب گیری نقش بسیار فعالی داشته اند.
صورت، تصویر.
💡 می روی تند که: باز آیم و زارت بکشم این نه تندیست، که در کشتن من اهمالیست
💡 به پیکر تراشان بفرمود، زود از این شیر تندیس باید نمود
💡 خواند در میدان فردوسی بهار این چامه را پس برِ تندیس فردوسی به تعظیم ایستاد
💡 این زمان صدر اجل در حلقهٔ اعیان ملک نصبِ تندیس تو را در این مکان بازو گشاد