جداول
مترادفها
فهرستها، ردیفها
لغت نامه دهخدا
جداول. [ ج َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ جدول به معنی خطوط و انهار. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ). انهار صغیر. ( مرصع ). رجوع به جدول شود. || رگهای کلان تر از سواقی. رگهای صغیرِ لیفی. ( بحر الجواهر ).
- جداول الامعاء؛ پرده ای است که عروق و شرائین و اعصاب از وسط دائره آن میگذرد. ( از بحر الجواهر ).
- جداول الحاوی.
- جداول الماساریقا؛ شعبه های فرعی متفرقی است که بجرم کبدمربوط است. ( از بحر الجواهر ).
فرهنگ معین
(جَ وِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ جدول.
فرهنگ عمید
=جدول
فرهنگ فارسی
جمع جدول
( اسم ) جمع جدول
جمله سازی با جداول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فوارهٔ کاشی رده بسته به جداول چون ساقی پیروزه سلب در فورانست
💡 در آن حیاض و جداول، که باشدش همه سنگ بلور و مرمر و یشب و زبرجد کانی
💡 تنها نسخه چاپی کامل، فهرست شده، به روز شده و تکمیل شده با نقشهها و جداول، گزارشهای سالهای ۱۹۸۵–۲۰۰۵، توسط گروه انتشارات برکشایر در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
💡 جداول معانی روان کرده، فواکه فواید ببار آورده. خمایل فضایل پیراسته، حدایق حقایق آراسته.
💡 آرایههای بیتی همچنین در صفهای اولویت و ساخت جداول درهم سازی و بررسی جریان فشردهسازی دادهها به کار میرود.
💡 در ریاضیات، الغبیگ جداول مثلثاتی دقیقی از مقادیر سینوسی و مماس تا حداقل هشت رقم اعشار نوشت.