صبیان. [ ص َ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه صباست. ( منتهی الارب ).
صبیان. [ ص ِ ] ( ع اِ ) قسمی شپش که در مژگان پدید آید و آن غیر قردة و غیر قمقام است که آن دو نیز در مژگان پدید شوند. این شپش سخت خرد و سپید باشد و اندر بن مژگان پیدا شود. ( از ذخیره خوارزمشاهی نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). ظاهراً این کلمه صئبان است، ج ِ صؤابه. رجوع به صؤابه شود.
صبیان. [ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ صبی است. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). در غیاث آرد: بضم نیز آمده است.
- نصاب الصبیان؛ منظومه ای است در لغت عربی به فارسی تألیف ابونصر فراهی.
صبیان. [ ص ُب ْ بیا ] ( اِ ) ج ِ صُبّی. رجوع به صبی و صابئین شود.
صبیان.[ ص َ بی یا ] ( ع اِ ) تثنیه صَبی. دو کناره زنخ.
(ص ) [ ع. ] (اِ. ) جِ صبی، کودکان،اطفال.
کودکان.
کودکان، جمع صبی
( اسم ) جمع صبی کودکان اطفال.
تثنیه صبی دو کناره نخ
جِ صبی؛ کودکان، اطفال.
💡 دوصد بیتی که او در نصاب الصبیان گرد آورده از جمله ابیاتی است که قرنها در مکاتب و مدارس افغانستان و کشورهای همجوار به عنوان کتاب درسی استفاده میشده و در حوزههای ایران و افغانستان تدریس میشدهاست.
💡 دهر پیر بوالفضول است ام صبیان یافته کز بنات فکر او عود الصلیبش یافتم
💡 نه خاصیت دهد معجون نه بهبودی رسد ز افسون نه سود از عوذه خاتون و حرز مادر صبیان
💡 بر «نصاب الصبیان» شروح بسیار نوشته شده از جمله میتوان شرح «ریاض الفتیان» ابن حسام در نیمهٔ نخست سدهٔ هشتم، شرح «رافع النصاب» از احمد بن الفقیه (۸۱۸)، «کنزالفنون» از یک دانشمند در هند در سدهٔ یازدهم را نام برد.
💡 کعبه را از خاصیت پنداشته عود الصلیب کز دم ابن الله او را امصبیان آمده
💡 پس از نصاب الصبیان تقلیدهای بسیاری از آن شده که از مشهورترین آنها «زهرة الادب» در لغت عربی به فارسی است.