لغت نامه دهخدا
مرفوعات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مرفوعة و مرفوع. رجوع به مرفوعة و مرفوع شود. || در اصطلاح نحو عربی، مواردی که اسم در آن حالت مرفوع خوانده شود چون فاعل و نایب فاعل و مبتدا و خبر...
مرفوعات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مرفوعة و مرفوع. رجوع به مرفوعة و مرفوع شود. || در اصطلاح نحو عربی، مواردی که اسم در آن حالت مرفوع خوانده شود چون فاعل و نایب فاعل و مبتدا و خبر...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تخییلات گوناگون دماغم چو مرفوعات دیوان عمادت