گشاده کامی

مترادف‌ها

خوش‌بختی، شادمانی، خوش‌رویی

متضادها

ناخشنودی، غم، بدبختی

لغت نامه دهخدا

گشاده کامی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل گشاده کام:
لیلی ز سر گشاده کامی
چون ماه فلک بکش خرامی.نظامی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت گشاده کام.

جمله سازی با گشاده کامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کامی همی نهاد گشاده تر از امل در رهروی کشیده تر از قد انتظار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران