بلاج. [ ب َ ] ( اِ ) گیاهی که از آن بوریا بافند. ( برهان ). ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ). || حصیر و بوریا. ( برهان ). بوریا. ( آنندراج )( انجمن آرا ). بلاه باشد که به فارسی دوخ و دخ نیز خوانند یعنی دوخ که در مسجدها افکنند. ( مخزن الادویه ).
بلاج. [ ب َل ْ لا ] ( اِخ ) از اعلام است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
(بَ ) ( اِ. ) بوریا، حصیر.
۱. بوریا، حصیر.
۲. گیاهی که از آن بوریا ببافند.
( اسم ) ۱- بوریا حصیر. ۲- گیاهی که از آن بوریا بافند.
گیاهی که از آن بوریا بافند ٠ یا حصیر و بوریا ٠ بوریا ٠ بلاه باشد که به فارسی دوخ و دخ نیز خوانند یعنی دوخ که در مسجدها افکنند ٠
بوریا، حصیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهیب و وحشت افزای و دژم روی هوایش فتنه انگیز و بلاجوی
💡 چو شد پیش کوش آن بلاجوی مرد بر او آفرینی خوش آغاز کرد
💡 یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست
💡 گفتی که حذر کن ز بلا چون تو بلاجوی سر تا قدم آشوب و بلایی چه کند کس
💡 چشمم همه بالای تو جوید چکنم این چشم چو جوی من بلاجوی من است