ناتوانائی
مترادفها
ناتوانی، عجز، درماندگی، بیقدرتی
متضادها
توانایی، قدرت، اقتدار
لغت نامه دهخدا
ناتوانائی. [ ت َ] ( حامص مرکب ) صفت ناتوانا. رجوع به ناتوانا شود.
جمله سازی با ناتوانائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقابی در رسید از اوج استیلا و پیش وی به جز تسلیم نتوانست صید ناتوانائی