تحرم

لغت نامه دهخدا

تحرم. [ ت َ ح َرْ رُ ] ( ع مص ) حرمت جستن به صحبت کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). حرمت صحبت با کسی جستن. ( زوزنی ): تحرم منه بحرمته؛ حرمت جست به صحبت وی و پناه گرفت. ( منتهی الارب ). تمنع و تحمی بذمة. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). و در اساس آرد: تحرم فلان بفلان؛ با وی معاشرت کردو احترام میان ایشان محکم شد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ حَّ رُ ) [ ع. ] (مص ل. ) حرمت داشتن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) حرمت داشتن. ۲- ( اسم ) حرمت.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تُحَرِّمُ: تحریم می کنی
ریشه کلمه:
یا (۳۶۱ بار)

ویکی واژه

حرمت داشتن.

جمله سازی با تحرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فَراغت با فاقه نپیوندد و جمعیّت در تنگ‌دستی صورت نبندد. یکی تحرمهٔ عشا بسته و یکی منتظرِ عشا نشسته. هرگز این بدان کی ماند؟

💡 قل یا قوم قد ارتدت إلیکم لحظات اللّه وأنتم لا ترتدون البصر إلیه إذا تکوننّ فی غفلة عظیم وقد أشرق وجه اللّه فوق رؤسکم إیّاکم لا تمنعوا أبصارکم عن النّظر إلیه وإنّ هذا فضل قد کان لدی العرش کبیر وقامت ملکوت اللّه أمام وجوهکم إیّاکم أن لا تحرموا أنفسکم عن ظلّها ولا تکوننّ من الغافلین کذلک یأمرکم سلطان الأمر بما هو خیر لکم عمّا خلق فی العالمین.

💡 و عن زید بن ارقم عن النبی قال: انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللَّه و اهل بیتی، اذکرکم اللَّه فی اهل بیتی‌ قیل لزید بن ارقم من اهل بیته، قال: هم آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس و قال رسول اللَّه لعباس بن عبد المطلب: و الذی بعثنی بالحق لا یؤمنون، حتی یحبوکم لی‌ و قیل هم الذین تحرم علیهم الصدقة من اقاربه و یقسم فیهم الخمس و هم بنو هاشم و بنو المطلب الذین لم یفترقوا فی جاهلیة و لا فی اسلام.

💡 کلیله گفت: پادشاه بر اطلاق اهل فضل و مروت را به کمال کرامات مخصوص نگرداند، لکن اقبال بر نزدیکان خود فرماید که در خدمت او منازل موروث دارند و به وسایل مقبول متحرم باشند، چون شاخ رز که بر درخت نیکوتر و بارورتر نرود و بدانچه نزدیک‌تر باشد درآویزد.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز