لغت نامه دهخدا
حقانیت. [ح َق ْ قا نی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) چگونگی حقانی.
حقانیت. [ح َق ْ قا نی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) چگونگی حقانی.
(حَ قّ یَّ ) [ ع. حقانیة ] (مص جع. ) ۱ - حق داشتن، حق بودن. ۲ - درستی و راستی.
۱. حق داشتن.
۲. راستی و درستی.
( مصدر ) ۱ - حق داشتن حق بودن. ۲ - درستی و راستی.
حق داشتن، حق بودن.
درستی و راستی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر شیعی در روزگار عباسیان به مرحلهٔ تازهای وارد شد، بهگونهایکه مضمون شعر از استدلال بر حقانیت و شایستگی برای خلافت از جهت وراثت و نص، به استدلال بر شایستهتر و محقتر متمرکز شد. شاعران در این روزگار در شعر خود تقیه میکردند. از دیگر ویژگیهای شعر این دوران، جنبهٔ تصویری بودن آن است. منصور نمری، ابوتمام، دعبل خزاعی، شریف رضی و مهیار دیلمی از شاعران شیعی عصر عباسی هستند.
💡 شمایل نگاری منحصر به فرد مورد استفاده در بنای تاریخی مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفتهاست. منظور از آن بیان حقانیت صاحب مقبره و ارتباط او با شاهنشاهی هخامنشی بودهاست. خود مقبره ستونی باستانی، که قدیمیترین نمونه از سبک معماری منحصر به فرد لیکیا است، به منشأ لیکیایی آن اشاره دارد. مالک احتمالاً یک لیکیایی بودهاست که به عنوان اولین فرمانروای محلی در زمان هخامنشیان منصوب شده بود.
💡 شاعر از دوردست صدای شعار گروهی از مردم را بهشکل صدای نامفهوم «ری را» میشنود و حس میکند این صدا از سوی دریا نیست، بلکه از جانب بند آب است و از این صدا بوی خیر و بهبود نمیشنود. تصویر پارادوکسیکال «برق سیاه» نشاندهندهٔ تردید شاعر نسبت به اصالت و حقانیت صداست.