درگیر شدن. [ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتار شدن. دچار آمدن. دچار خوردن. برخورد کردن. مواجه شدن. در محل نزاع و زد و خورد قرار گرفتن، و این بیشتر در اصطلاح نظامی متداول است. || شروع شدن. درگرفتن. آغازیدن: درگیر شدن جنگ بین المللی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || مؤثر افتادن. اثر کردن:
دیده تا بستم خیال آن پری تسخیر شد
تا به گل این درگرفتم صحبتم درگیر شد.محسن تأثیر ( از آنندراج ).- درگیر شدن دعا ( نفرین )؛ مستجاب شدن آن. برآورده شدن دعایا نفرین. مستجاب گشتن. روا شدن دعا یا نفرین. برآمدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
( ~. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - دچار شدن. ۲ - شروع شدن جنگ.
دچار آمدن دچار خوردن برخورد کردن مواجه شدن شروع شدن، ( مصدر ) ۱ - گرفتار شدن. ۲ - مشغول شدن. ۳ - شروع شدن جنگ آغاز گشتن نبرد.
دچار شدن.
شروع شدن جنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما استالین پس از درگیر شدن در مسائل سیاسی و تحرکات انقلابی و همچنین کسب قدرت، از ادبیات و شعر فاصله گرفت تا جاییکه دیگر اثری خلق نکرد. اما اسناد به جای مانده نشان میدهد که استالین چند ویرایش بر سرود ملی شوروی نیز ایجاد کرده بود.
💡 روز جمعه برای دومین روز متوالی مردم خشمگین و معترض به وضعیت اقتصادی و فساد دولتی در برخی از شهرهای لبنان دست به اعتراض زده و با نیروهای امنیتی درگیر شدند و نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشکآور و گلولههای پلاستیکی سعی در متفرق کردن آنها داشتند.
💡 مسمومیت با الکل با افزایش خطر درگیر شدن افراد در رفتارهای جنسی پرخطر مانند رابطه جنسی محافظت نشده همراه است. مشخص نیست که آیا این دو به هم مرتبط هستند یا تیپ شخصیتی افرادی که اغلب مقادیر زیادی الکل مینوشند، باعث میشود تا نسبت به ریسک پذیری تحمل بیشتری داشته باشند.
💡 در روز یکم مارس، در یک درگیری که با نام نبرد واله جولیا شناخته میشود، پلیس و دانشجویان در دانشکده معماری دانشگاه ساپینزا رم با یکدیگر درگیر شدند. در ماه مارس، دانشجویان ایتالیایی ۱۲ روز دانشگاه رم را در اعتراض به جنگ بستند.
💡 تشخیص پیشنهادی برای اختلال رفتار جنسی اجباری، پورنوگرافی را به عنوان یک زیرگونه از این اختلال شامل میشود. این تشخیص شامل معیارهایی مانند وقتگذرانی زیاد در فعالیت جنسی که با وظایف تداخل دارد، درگیر شدن مکرر در فعالیت جنسی به دلیل استرس، تلاشهای مکرر و ناموفق برای کاهش این رفتارها، و پریشانی یا اختلال در عملکرد زندگی است.