واژه «درساختن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که معانی گوناگونی دارد و مهمترین معنای آن سازگاری و موافقت کردن با چیزی یا کسی است. این واژه در متون ادبی و تاریخی به معنای همدست شدن یا متحد گشتن نیز به کار رفته است، بهویژه زمانی که چند نفر برای انجام کاری با هم همراه میشوند. همچنین «درساختن» میتواند به معنای سازش کردن و کنار آمدن با شرایط یا افراد باشد، حتی اگر آن شرایط دشوار یا ناخوشایند باشد. در برخی کاربردها، این واژه به مفهوم جور آمدن و هماهنگ شدن نیز اشاره دارد، یعنی حالتی که دو چیز با یکدیگر تناسب پیدا میکنند. گاهی «درساختن» به معنای راضی شدن و قانع گشتن نیز آمده است، یعنی فرد با وضعیت موجود کنار میآید. در متون کهن، این واژه برای بیان همداستان شدن یا همراهی در تصمیمگیری نیز استفاده شده است. علاوه بر این، معنای پیوند دادن و مرتبط ساختن دو چیز با یکدیگر نیز از دیگر کاربردهای آن است. در برخی موارد، «درساختن» به معنی آماده کردن یا ترتیب دادن نیز دیده میشود. به طور کلی، معنای دقیق این واژه در متن، بیشتر به مفهوم سازگاری، سازش و هماهنگی با دیگران یا شرایط اشاره دارد. بنابراین این کلمه واژهای چندمعنایی است که بسته به کاربرد، مفهوم اتحاد، سازگاری یا پذیرش را میرساند.
در ساختن
لغت نامه دهخدا
درساختن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) ساختن. متحد گشتن. ( ناظم الاطباء ). همدست شدن: أسودبن عفان از فعل این پادشاه ستوه گشت و با مهتران حدیس در ساخت و عملوق را با جمله مهتران بنی طسم مهمان کرد و همه را بکشتند. ( مجمل التواریخ والقصص ). در هواداری و حفظ و حراست خاندان کریم اتابکی أیده اﷲ تعصب نمود و حق گزاری کرد و با هیچ متغلب درنساخت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). من جانب او فرونگذارم و با دشمنان دولت او درنسازم. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || سازگاری و موافقت نشان دادن. موافق آمدن. جور آمدن. سازش کردن. ساختن. پیوند کردن:
ترا دانش بتکلیفست و نادانی طبیعی زین
همی با تو بسازد جهل و تو با جهل درسازی.ناصرخسرو.چنان با اختیار یار درساخت
که از خود یار خود را بازنشناخت.نظامی.ولیک امشب شب درساختن نیست
امید حجره واپرداختن نیست.نظامی.نشاید گفت با فارغ دلان راز
مخالف درنسازد ساز با ساز.نظامی.ز روی لطف با کس درنسازد
که آنکس خان ومان را درنبازد.نظامی.یقین شد شاه را چون مریم این گفت
که هرگز درنسازد جفت با جفت.نظامی.شاه با او تکلفی درساخت
بتکلف گرفته را می باخت.نظامی.قفل گنج گهر بیندازم
با به افتاد شاه درسازم.نظامی.یا خانه بپردازی یا با خانه خدای درسازی. ( گلستان ).
چو روزگار نسازد ستیزه نتوان کرد
ضرورتست که با روزگار درسازی.سعدی.زلف در دست صبا گوش بفرمان رقیب
این چنین با همه درساخته ای یعنی چه.حافظ.- درساختن بهم؛ درآمیختن بهم. یکی شدن. جور شدن:
نوای هر دو ساز از بربط و چنگ
بهم درساخته چون بوی با رنگ.نظامی. || راضی شدن. خشنود گشتن. ( ناظم الاطباء ). همداستان شدن. قانع شدن:
با نیک و بدی که بود درساخت
نیک از بد و بد ز نیک نشناخت.نظامی.از خلق جهان گرفته دوری
درساخته با چنین صبوری.نظامی.وقتی چنین که شنیدی به جبرئیل و میکائیل نپرداختی و دگر وقت با حفصه و زینب درساختی. ( گلستان سعدی ). || ربط دادن. با یکدیگر پیوند کردن. ( ناظم الاطباء ). مرتبط ساختن. پیوستن. هم آهنگ کردن. نواختن. زدن. ترتیب دادن:
فرهنگ معین
(دَ. تَ ) (مص ل. ) سازگار شدن، سازگاری.
فرهنگ عمید
ساختن، باهم ساختن، سازش کردن، سازگاری کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آماده کردن مهیا کردن. یا در ساختن تنگ خانه در کنج اطاق جای گرفتن.
ساختن متحد گشتن همدست شدن
جمله سازی با در ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دین نباشد با مراد و با هوا در ساختن دین چه باشد؟ خویشتن در حکم یزدان داشتن
💡 شیر دریایی به هزار پا میگوید من در آرزوی یک پای دیگر هستم ولی به مراد خود نمیرسم. تو این همه پا را از کجا آوردهای؟ او میگوید: طبیعت من چنین است و من در ساختن آن هیچ نقشی ندارم.
💡 حلقه بر هر در زدن سرگشتگی می آورد چون کلید قفل می باید به یک در ساختن
💡 این آجر از سولفات زیرکونیوم طبیعی با افزودن مقدار کمی آلومین به کوارتز تهیه میشود. بیشترین کاربرد آن در ساختن کوره ذوب آلومینیوم، کوره مخزن شیشه مذاب و کورههای دارای با درجات حرارت بالا میباشد.